خرید بک لینک

خرمشهر و آبادان و ماهشهر و بندرامام رو گشتیم

قلیه میگو و قلیه ماهی توی رستوران پاکستان در آبادان خوردیم...جاتون خالی خیلی تند بود،چسبید

آبادان و ماهشهر دخترای خیلی زیبایی داشتن

اون مطلقه بود که گفتم!!!توی اینستا آنفالوش کردم بلاکشم کردم ک اونم آنفالوم کنه البته بعدش از بلاکی درش آوردم ک ناراحت نشه...میخوام فراموشش کنم

احساس میکنم واسش زنگ تفریح بودم...


برچسب: جنوب گردی در بهار,جنوب گردی,تور جنوب گردی, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:55

حقوقم یک تومنه

واسه یک پسر جوون و مجرد شاید پولی باشه که عمرش رو بگذرونه ولی به جایی نمیتونه برسه

خونه ی خوب...ماشین خوب...زن خوب...مسافرت خوب

هرگز.

اهواز شهر تقریبا کم خرجیه

میشه با این حقوق خونه ای کرایه کرد و سربرج هم صد تومن دویست تومنی پس انداز کرد...ولی من چون تک و تنهام و هیچ سرگرمی ندارم ماهی 700تومن پس انداز میکنم...

آیا با این 700تومنا میشه بعدا کاری کرد...؟!!!!!

برچسب: بخور نمیر,بخور و نمیر,بخور و نمیر به انگلیسی,بخور و نمیر دانلود, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:52

آیا واقعا همسر ها نمیتونن همدیگر رو ارضا کنن که به خیانت کشیده میشه کارشون یا بوالهوس شدن ؟!!!من یک پسر جووون و مجرد این قدرت رو در خودم میبینم که اگه با یک نفر در ارتباط باشم همه لحاظ ارضا میشم و خیانت نمیکنم...نمیدونم شاید منم اگه مزه ش رو بچشم دلم مدلهای مختلف بخواد بقول یک متاهل...هر کی تلویزیون توو خونه داره دیگه نباید بره سینما؟!! ولی خاک توو سرش...کسی نبود بهش بگه راستی زنت هم میره سینما؟!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:52

امروز باز خودارضایی کردم

99درصد خودارضاییام دلیلشون تنهاییه

بخدا

من الان ک خوب فکر میکنم میبینم هوسباز نیستم...

تنهام

برچسب: تنهایی,تنها,تنهایی لیلا,تنهای وحشی,تنهام,تنها در خانه,تنهايى,تنهایی پر هیاهو,تنهای,تنهاترین سردار, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:52

هر روز اعتقاداتم کم رنگ تر میشن و هیچ عذاب وجدانی هم ندارم...اتفاقا خیلی هم خوشحالم

.

واقعا مردم اعتقاد دارن به معراج رفتن پیغمبر؟

یا معصوم بودن یکسری انسان؟اونم عرب؟

من خدایی رو که عرب باشه رو نمیخوام.نه به خاطر عرب بودنش...بخاطر نژاد پرست بودنش!

.

چند روز پیش نزدیک بود برای اولین بار بدن نامحرم رو لمس کنم ولی خدا نخواست...مرسی خدا

برچسب: مرسی خدا,مرسی خدا جونم,مرسی خدا جون,مرسی خدایا,مرسي خدام المرشد,خدایا مرسی که هستی,خدایا مرسی خدایا ممنون,خدایا مرسی که هوامو داری,آهنگ خدایا مرسی,وبلاگ خدایا مرسی, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 15:23

امروز و دیروز خونه یکی از دوستام بودم...خونه مجردی.
طبقه دومه خونه شون...طبقه پایینشون یک خانواده چهارنفریه با دو تا بچه چهار پنج ساله...
ی پنجره توی آشپزخونه دارن که ب راحتی و جوری که طبقه پایین نفهمه میشه حمومشون رو دید...
میگفت هروقت زنش میره حموم میریم نگاش میکنیم...البته گفت که اوایل اینکارو میکردیم،الان دیگه واسمون عادی شده...
منم چند بار نگاه کردم ولی خوشبختانه هیشکدوم نرفتن حموم...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 15:23

امروز ی فیلم دیدم که ی زن تقریبا سی ساله، لخت دراز کشیده بود رو تخت و پسر چهار،پنج سالش رو بین پاهاش و با هم سکس میکردن و ی زن دیگه هم فیلم میگرفت...کلی هم میخندیدن...پسره هم حرفه ای شده بود معلوم بود دفعه چندمشه که اینکارو میکنه... این بچه چند سال دیگه یا تیمارستانه یا خودکشی کرده...در بهترین حالت ممکن،قورمساق میشه... چندوقت پیش هم ی نفر گفت که همسایه طبقه پایینمون همیشه با پسر خواهرش سکس داره...همسایشون متاهله و ی دختر 17ساله داره و پسر خواهرش بیست سالشه... یعنی ی پسر بیست ساله با خاله چهل سالش سکس داره... این داستانهای سکسی هم همچین دروغ نیستن... لعنت به این زن

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 15:23

این جایی که ما زندگی میکنیم،مث شبه جزیره اعراب در زمان جاهلیت دختر و زن رو بسیار پایینتر از پسر و مرد به حساب میارن...حالاشاید به اون شدت نباشه ولی به جای خودش بسیار چشمگیره تفاوت بین دختر و پسر... چه خانواده هایی که به خاطر نداشتن پسر رنج میبرن و احساس بدبختی و بدبیاری میکنن و مردم دلشون واسشون میسوزه... ولی من دوس دارم دختر داشته باشم... نه یکی نه دوتا،سه تا دختر قند عسل... وقتی صورتشونو میبوسم مزه ی بوس کردن خدارو میچشم! لپای دخترام پیشونیه خداس! دخترایی که واسم دلتنگ میشن... واسم میرقصن... قربون صدقه ام میرن... خسته که میشم سر ماساژ دادنم دعوا میکنن... منو قو

برچسب: دختر میخوام,دختر میخوام چکار کنم,دختر میخوام بکنم,دختر میخوام نی نی سایت,دختر میخوام برای ازدواج,دختر میخوام واسه ازدواج,دختر میخوام برای دوستی,دختر میخوام واسه دوستی,میخوام دختردار شوم,دختر ميخوام, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 15:23

از طریق وبلاگ با یک خانم مطلقه آشنا شدم رفتم شهرشون(رفتیم سفر،یه شب اونجا بودیم) سوار ماشینش شدم بهش دست دادم،جا خورد...ولی دستم رو گرفت توو شهرشون یه تاب خوردیم ماشینش خراب شد.خخخخ درست که شد باز سوارم کرد خواستم پیاده بشم گفتم تا بوست نکنم نمیشه...گفت چرا زودتر نگفتی..... بوسش کردم. پیام دادم که کاش بغلت میکردم...گفت فردا صبح که خواستم برم سرکار میام پیشت... ساعت 7 اومد جایی که ما خوابیده بودیم باز سوار ماشینش شدم بغلش کردم و بوسیدمش... پلیس داشت از دور رد میشد...ترسید ،پیاده ام کرد شاید دیگه هیچوقت همدیگر رو نبینیم...یه هزار کیلومتری دوریم از هم

برچسب: خانم مطلقه,خانم مطلقه برای دوستی,خانم مطلقه برای,خانم مطلقه هستم,خانم مطلقه اصفهان,خانم مطلقه جهت,خانم های مطلقه,شماره خانم مطلقه,خانم دکتر مطلقه,شماره تلفن خانم مطلقه, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 15:22

صفحه بندی